طی چند سال گذشته ، موسسات مالی منابع قابل توجهی را به پروژه های فناوری اختصاص داده اند که برای تبدیل اوراق بهادار به دارایی های نشانه دار طراحی شده اند. دارایی توکن شده یک نمایش دیجیتالی از ارزش یا یک حق اختصاصی است.
انگیزه آنها ، از جمله دیگر ، پتانسیل پس انداز است - مبالغ نجومی که هر سال در فرآیندهای کمکی پس از تجارت صرف می شود ، که مهمترین آنها پاکسازی و تسویه حساب است.
Tokenising و DLT (فناوری لجر توزیع شده) می توانند از نظر مادی فرآیندهای پاکسازی و تسویه حساب را بهبود بخشند و در نتیجه دنیای تجارت اوراق بهادار را تغییر دهند.
نگه داشتن اوراق بهادار به صورت الکترونیکی
امروزه بیشتر اوراق بهادار انواع سهم و اوراق بهادار به صورت الکترونیکی در اشخاصی که خدمات نگهدارنده اوراق بهادار را ارائه می دهند ، نگهداری می شوند. این نهادها ، که به عنوان خانه های پاکسازی یا CSD (سپرده های مرکزی اوراق بهادار) نیز شناخته می شوند ، برای "نگه داشتن" اوراق بهادار که در صرافی ها معامله می شوند ، از ثبت نام مناسب آنها و اجرای رویدادهای در زندگی امنیت مانند پرداخت بهره استفاده می کنند (برای ابزارهای بدهی) و پرداخت سود سهام.
در حالی که برخی از کشورها یک الگوی برگزاری مستقیم را اعمال می کنند ، به موجب آن که هر یک از دارنده های امنیتی می تواند با CSD حساب باز کند و اوراق بهادار خود را واریز کند ، مدل متداول تر نگه داشتن غیرمستقیم است که در آن اوراق بهادار از طریق زنجیره ای در CSD نگهداری می شودکارگزاران ، مانند بانک ها و خانه های سرمایه گذاری.
اگرچه مدل رایج برای CSD کارآمدتر است ، اما انتقال اطلاعات از CSD به دارندگان نهایی دست و پا گیر و کندتر است و مستلزم هزینه های بالاتر است.
در هر دو مدل ، هنگامی که یک معامله شامل انتقال امنیت از یک دارنده به دیگری است ، CSD انتقال (تسویه حساب) را با اعتبار حساب یک دارنده (یا کارگزار وی) انجام می دهد و به حساب دارنده دیگر (یا کارگزار وی پرداخت می کند.) ، با استفاده از روشی که به عنوان یک رویکرد مبتنی بر حساب شناخته می شود.
در این روش ، کل فرآیند انتقال دارایی مبتنی بر هویت حساب الکترونیکی یک دارنده و هویت حساب الکترونیکی نگهدارنده دیگر است. دارایی منتقل شده (امنیت) ، به خودی خود ، هیچ شناساییی ندارد که آن را به صاحب قبلی خود یا به جدید پیوند دهد.
این روش همچنین برای انتقال پول در سیستم بانکی استفاده می شود - مبلغ نقدی به یک حساب بدهکار و به حساب دیگری واریز می شود. تکمیل حواله مشروط به شناسایی صحیح حساب های انتقال دهنده و گیرنده است در حالی که خود پول با هیچ یک از آنها شناسایی نمی شود.
چرخه تسویه ممکن است در بازارهای مختلف و برای انواع مختلف اوراق بهادار متفاوت باشد، اما به طور کلی یک تا پنج روز کاری است.
فرآیند تسویه حساب شامل ریسک های متعددی می شود که مهم ترین آن ها است - ریسکی که یکی از طرفین قسمت خود را از معامله انجام می دهد و طرف دیگر از معامله خارج می شود. به عنوان مثال: وثیقه از حساب فروشنده به حساب خریدار منتقل می شود، اما به هر دلیلی وجه از حساب خریدار به حساب فروشنده واریز نمی شود.
سیستم مالی طی سالیان متمادی روش های مختلفی را برای مقابله با این ریسک به کار گرفته است که یکی از آن ها حصول اطمینان از انجام همزمان انتقال اوراق بهادار و انتقال پول است. این مکانیسم که به عنوان DvP (تحویل در مقابل پرداخت) شناخته می شود، برای اطمینان از اینکه "پای" انتقال اوراق بهادار (تحویل) به طور همزمان و مشروط به "پای" انتقال پول (پرداخت) انجام می شود، طراحی شده است.
این مکانیسم به استاندارد صنعت مالی تبدیل شده است، اما بی عیب نیست:
انتقال پول و اوراق بهادار از طریق دو بستر مختلف انجام می شود: انتقال پول به طور سنتی از طریق سیستم الکترونیکی بانک مرکزی انجام می شود، در حالی که اوراق بهادار، همانطور که در بالا توضیح داده شد، از طریق CSD منتقل می شود. این دو سیستم بانک مرکزی و CSD از روش حساب محور استفاده می کنند که آنها را موظف می کند قبل از انجام تسویه، هویت حساب انتقال دهنده و هویت حساب گیرنده را تأیید کنند. بنابراین، فرآیند را نمی توان کاملاً هماهنگ کرد.
در عمل، ابتدا پول از طریق سامانه بانک مرکزی منتقل می شود و تنها چند ثانیه تا چند دقیقه بعد، اوراق بهادار در سامانه CSD منتقل می شود.
خطرات اضافی به دلیل فاصله زمانی بین تعامل در معامله و تسویه آن، که ممکن است تا چند روز کاری طول بکشد، در فرآیند نفوذ می کند. هرچه این شکاف بیشتر باشد، احتمال اینکه هر یک از طرفین دچار اختلال شود، مانند مشکلات نقدینگی، که می تواند از تسویه معامله جلوگیری کند، بیشتر می شود.
از آنجا که تجارت در مبادلات ناشناس است ، خریداران و فروشندگان نمی توانند در صورت عدم موفقیت تسویه حساب مذاکره کنند. در نتیجه ، مبادلات متعهد می شوند با وجود اختلافات زمان بندی ، تسویه حساب هرگونه تعامل معامله را انجام دهند. با انجام این کار ، آنها توسط موسسات مالی معروف به CCPS (احزاب ضد مرکزی) کمک می کنند که حاشیه های فروشندگان و خریداران را در حجم دریافت می کنند که هر سال به تریلیون دلار می رسد.
ظاهراً راه حلی برای هر دو موضوع فوق می تواند پس انداز قابل توجهی ایجاد کند و صنعت مالی را به سمت سطح بعدی سوق دهد.
آیا دیجیتالی سازی و DLT آنچه را که لازم است دارند؟
اکثر پروژه های نشانه گذاری اوراق بهادار مبتنی بر DLT است - فناوری ای که مستندات معاملات را در یک شبکه غیرمتمرکز از رایانه های جداگانه ، معروف به "گره ها" امکان پذیر می کند ، جایی که هر گره یک نسخه فعلی از داده های معاملات را در اختیار دارد ، بدون انتقال ازداده ها مورد نیاز هستندDTL به طور کلی مبتنی بر رمزنگاری است ، که به هر گره اجازه می دهد تا داده ها را مشاهده کند ، آن را تأیید کند ، و گاهی اوقات آن را نیز ایمن اصلاح می کند ، بدون درگیری یک نهاد مرکزی واحد.
اگرچه قالب الکترونیکی فعلی (ورود به کتاب) نیز یک نمایش ارزش است ، دو تفاوت مادی بین این دو وجود دارد:
اولین تفاوت در فرآیند شناسایی و تأیید قبل از حل و فصل است. در قالب فعلی کتاب ، انتقال اوراق بهادار از یک نهاد به دیگری از هویت حساب هر یک از نهادها گرفته شده است. در مخالفت ، برای نشانه های دیجیتالی ، انتقال به "اعتبارسنجی" اطلاعات دیجیتالی که در نشانه رمزگذاری شده است بستگی دارد و آن را به صاحب جدید خود پیوند می دهد. به روشی ، این ما را به روزهایی باز می گرداند که امنیت در گواهی فیزیکی با نام مالک ارائه می شد. در گذشته ، یک گواهی فیزیکی به نمایندگی از اوراق قرضه و داشتن جزئیات صاحب آن ، با عنوان مالک ، دریافت علاقه (کوپن) در تاریخ های از پیش تعیین شده و بازخرید اوراق در پایان دوره خود. در دنیای نشانه های دیجیتال ، دارنده توکن در اختیار اطلاعات خصوصی است که در دسترس سایر دارندگان نیست ، که در یک "کلید" رمزنگاری ذخیره می شود. چنین کلید ، که به آن "کلید خصوصی" نیز گفته می شود ، دارنده نشانه را قادر می سازد تا به دلیل برگزاری این نشانه ، مانند دریافت بهره و بازخرید ، حقوق خاصی را که به وی اعطا شده است ، "آزاد کند".
تفاوت دوم میزان عدم تمرکز سیستم است ، که چیزی بیش از فناوری است. CSD ها از نظر طبیعت بسیار متمرکز هستند - آنها اوراق بهادار دارندگان را در حساب هایی که از طرف خود ایجاد می کنند ، ذخیره می کنند ، دسترسی انحصاری به اطلاعات (از جمله تاریخچه آن) دارند و به طور انتخابی آن را فقط به مواردی که آنها را مجاز تعریف می کنند ، منتقل می کنند. در مخالفت ، سیستم عامل های DLT در اصل غیرمتمرکز هستند و امکان مشاهده ، اصلاح و دستکاری داده ها را فراهم می کنند.
انتظار می رود توکینزینگ این دو انتها را همگرایی کند: از یک سو ، تحولات فناوری DLT امکان انتخاب را در سطح مجوزها و فیلتر کردن اطلاعات فراهم می کند. از طرف دیگر ، CSD ها در دنیای جدید قرار می گیرند و تمرکز آنها را تا حدودی سهولت می دهند ، که در مدیریت اطلاعات ، دسترسی به آن و به روزرسانی آن ، به دارندگان درجات آزادی می دهد.
کاهش هزینه ها و گنجاندن
علاوه بر عدم تمرکز ، استفاده از DLT همچنین به واسطه های کمتری نیاز دارد ، تعداد بیشتری از شرکت کنندگان مستقیم را شامل می شود و مشتریان نهایی را قادر می سازد تا یک حساب مستقیم را در CSD باز کنند. در حال حاضر ، فقط تعداد کمی از واسطه های منتخب مجاز به شرکت در CSD هستند که منجر به انتقال دست و پا گیر و آهسته اطلاعات به مشتریان نهایی می شود ، که این امر مستلزم دخالت سیستم های پشتی با نگهداری بالا و سیستم های معاملاتی پس از آن است.
در آینده ، هنگامی که اطلاعات واقع در شبکه ، با هماهنگ سازی کامل ، برای هر یک از شرکت کنندگان در دسترس باشد ، بدون نیاز به انتقال ، فرآیندهای انتقال اطلاعات و آشتی کاربری اضافی می شوند و این منابع را در اختیار شرکت کنندگان اضافی قرار می دهد.
اهمیت این است که ، در دنیای نشانه های دیجیتال ، CSD قادر به ارائه خدمات به شرکت کنندگان مستقیم مستقیم است که اطلاعات قابل اعتماد و قابل اعتماد را در زمان واقعی ، از طریق فرآیندهای سوئیفتر و با کاهش هزینه ها دریافت می کنند.
با این وجود ، به دلیل اهمیت آن در شناسایی مشتری نهایی برای اهداف مقررات (از جمله جلوگیری از پولشویی و بودجه تروریسم) و مهار کمبود نقدینگی در مواقع بحران ، نقش واسطه ها از بین نمی رود.
کوتاه کردن چرخه حل و فصل
در دهه های گذشته ، دنیای مالی منابع قابل توجهی را برای کوتاه کردن چرخه تسویه حساب اختصاص داده است. از نظر تاریخی ، پنج روز کاری طول کشید تا تسویه حساب یک معامله پس از اجرای آن (T+5) انجام شود ، که هنوز هم در برخی از بازارهای در حال توسعه اتفاق می افتد. در سال 1995 ، چرخه حل و فصل در ایالات متحده به سه روز (T+3) کوتاه شد که در جهان غرب استاندارد شد. در سال 2017 ، ایالات متحده چرخه تسویه حساب را به دو روز کاری (T+2) کاهش داد ، که انتظار می رود در سه ماهه سوم سال 2023 به یک روز کاری (T+1) کاهش یابد.
با این وجود ، صرفه جویی واقعی در منابع و نقدینگی تنها با یک چرخه تسویه حساب کاملاً کاهش یافته حاصل می شود. این امر با فن آوری های سنتی قابل دستیابی نیست.
به نظر می رسد که نشانه گذاری می تواند با ساده کردن فرآیندهای آشتی ، ساده سازی فرایندهای پشتی و پس از تجارت و کاهش تعداد واسطه ها ، تأثیر چرخه تسویه حساب (T+0) را فراهم کند. این امر باعث می شود معاملات اوراق بهادار اندکی پس از مشارکت در معامله حل و فصل شوند ، بنابراین از خطرات شخص ثالث جلوگیری می شود ، نیاز به CCP ها و حاشیه ها را از بین می برد و به طور قابل توجهی کاهش هزینه ها و هزینه ها را کاهش می دهد.
با این وجود ، لازم به ذکر است که شکاف زمانی موجود بین تعامل در یک معامله و تسویه حساب آن علاوه بر فناوری به سایر عوامل بستگی دارد. این عوامل اضافی ، مانند ترتیبات قانونی و لزوم مدیریت نقدینگی ، مستلزم آن است که به طرفین معامله (به خریدار و فروشنده) فرصت داده شود تا برای تسویه حساب خود "آماده شوند". تأثیر کامل دوره تسویه حساب ، در حالی که از نظر فنی در دنیای دیجیتال امکان پذیر است ، همچنین نیاز به سازگاری سیستم ها ، تنظیمات نظارتی و آموزش بازار دارد.
DVP در دنیای دیجیتال
تسویه معامله در اوراق بهادار شامل دو "پا" است: "پا" پرداخت - انتقال پول از خریدار به فروشنده و "پا" تحویل - انتقال امنیت از فروشنده به خریدار.
در حال حاضر ، هر یک از پاها در یک سیستم متفاوت مستقر می شوند - اوراق بهادار در سیستم های CSD پاک می شود ، در حالی که پول در سیستم بانک مرکزی پاک می شود - هر دو با استفاده از رویکرد مبتنی بر حساب.
در دنیای دیجیتال ، نشانه گذاری می تواند برای پرداخت "پا" ، "پا" تحویل یا هر دو مورد استفاده شود:
- جایی که توکن فقط در پای پرداخت اعمال می شود ، روند انتقال پرداخت در برابر انتقال امنیت (DVP) بر اساس مکانیسم AVT (حساب در مقابل توکن) انجام می شود - انتقال مبتنی بر حساب اوراق بهادار و انتقال نشانه گذاری شدهپول.
- جایی که توکنینگ فقط روی پای تحویل اعمال می شود ، فرآیند DVP بر اساس مکانیسم TVA (توکن در مقابل حساب) انجام می شود.
- جایی که برای هر دو پا توکین سازی اعمال می شود ، فرآیند DVP بر اساس مکانیسم TVT (توکن در مقابل توکن) انجام می شود.
در جدول زیر گزینه های مختلف تسویه حساب DVP ارائه شده است ، همانطور که از ترکیب دو روش گرفته شده است:
پای پرداخت
فارکس بازار مدرن...
ما را در سایت فارکس بازار مدرن دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : امین زندگانی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : چهارشنبه
15 شهريور
1402 ساعت: 5:23