مدیریت نقدینگی: بینش هایی از آشفتگی مالی ماه مارس و 3 درس کلیدی برای شرکت های بازارهای خصوصی. مقاله ای مشترک بین آمریت موروکار از Lionpoint و ادوارد هیل.
زمینه
در 9 مارس، بانک سیلیکون ولی (SVB)، شانزدهمین بانک بزرگ آمریکا، یک شکست بزرگ نهادی را تجربه کرد، بزرگترین شکست از زمان بحران مالی سال 2008. مشتریان اصلی بانک، استارت آپ ها، با شرایط چالش برانگیزتری مواجه بودند و به دنبال کاهش تسهیلات خود بودند، که باعث شد SVB دارایی های اوراق بهادار بلندمدت با پشتوانه وام مسکن ایالات متحده را با ضرر برای پاسخگویی به تقاضای نقدی نقد کند. این نگرانی ها را به وجود آورد که بانک نتواند به تعهدات خود عمل کند، که منجر به اجرای سریع اما مرگبار بانک شد و ناظران را مجبور کرد وارد عمل شده و کنترل را در دست بگیرند. شکست SVB درست پس از اعلام انحلال بانک Silvergate Capital و دو روز قبل از تصرف Signature Bank توسط رگولاتورها رخ داد.
در حالی که اینها ممکن است مانند حوادثی با محوریت ایالات متحده به نظر برسند، ترس فلج کننده از ورشکستگی بانکی بسیار فراتر از سواحل ایالات متحده است و شیوع ریسک نهادی را حتی برای موسسات قدیمی و تحت حمایت دولت نشان می دهد. Credit Suisse پیش از این به دلیل درگیری با شرکت خدمات مالی از هم پاشیده Greensill و صندوق تامینی Archegos با مشکلات سودآوری و آسیب شهرت مواجه بود. ظهور ضعف ها در بانک های منطقه ای ایالات متحده، سرمایه گذاران را بر آن داشت تا Credit Suisse را بیشتر مورد بررسی قرار دهند. خبر «ضعف مادی» در گزارش های مالی و امتناع بزرگ ترین سهامدار آن، بانک ملی عربستان، از تأمین سرمایه اضافی بر مشکلات آن افزود. اگرچه توسط UBS نجات یافت، اما امواج چنین مؤسسه مالی قدرتمندی که در حال بحران است، در بازارهای دولتی و خصوصی احساس شده است.
این مشکل اخیر در بخش بانکی عملاً چالش برانگیزترین دوره را برای سیستم بانکی از زمان بحران مالی جهانی در سال 2008 ایجاد کرده است. برای بازارهای خصوصی این بدان معناست که مدیریت نقدینگی هرگز مهمتر از این نبوده است.
اهمیت مدیریت نقدینگی
مدیریت نقدینگی یک کار مهم برای بانک ها و موسسات مالی است ، اما همیشه مشخص نیست که چگونه نقدینگی را اندازه گیری کنید و تعیین کنید که آیا شما در معرض خطر از بین رفتن پول نقد هستید یا خیر. چندین ابزار وجود دارد که می تواند برای مدیریت این خطر استفاده شود ، از جمله نسبت هایی مانند نسبت پوشش نقدینگی (LCR) و نسبت بودجه پایدار خالص (NSFR). این نسبت ها معیار میزان پول نقد است که یک بانک برای تحقق تعهدات کوتاه مدت خود در دسترس است.
نقدینگی به توانایی یک موسسه در تحقق تعهدات خود در هنگام انجام آنها اشاره دارد و می تواند از چند طریق اندازه گیری شود: با نگاه به نسبت هایی مانند نسبت فعلی ، نسبت سریع و نسبت تست اسید. با تجزیه و تحلیل فعالیت معاملات روزانه یا با مقایسه حساب های قابل پرداخت در مقابل حساب های دریافتنی حساب در هر زمان معین (همچنین به عنوان پیش بینی نقدینگی شناخته می شود).
فراخوانی برای اصلاحات نظارتی بیشتر
تنظیم کننده های مالی این هدف را دارند که از منافع سرمایه گذار محافظت کنند تا بازارها بتوانند کار کنند و شفافیت را در صنعت ارتقا دهند. از سقوط بانکها در ماه مارس می توان از تنظیم مقررات مناسب جلوگیری کرد و تنظیم کننده ها فشار را برای رسیدگی به این مسائل احساس می کنند - به احتمال زیاد ما شاهد افزایش نظارت در مورد سیاست ها و رویه ها در سالهای آینده خواهیم بود. برای کاهش عود وقایع منتهی به فروپاشی SVB.
در یک روز واحد ، سپرده گذاران در SVB Bank 42 میلیارد دلار عقب نشینی کردند و سرعت آن را که پول و ترس در عصر دیجیتال گسترش می یابد ، برجسته می کنند. سیاست گذاران باید با یافتن راه هایی برای مهار روش هایی که اجازه می دهند پول به سرعت حرکت کند ، و جلوگیری از گسترش انبوه اطلاعات از طریق سیستم عامل های رسانه های اجتماعی که به طور طبیعی تنظیم آن دشوار خواهد بود ، دست و پنجه نرم کنند. هر اصلاحاتی باید بر افزایش سخت گیری الزامات LCR ، بهبود شفافیت مدیریت ریسک نقدینگی بانک ها و تقویت چارچوب نظارتی برای نظارت و اجرای انطباق متمرکز شود.
مدیریت و نظارت ریسک
در حالی که چندین عامل کمک کننده منجر به فروپاشی SVB شده است ، 3 عامل اصلی وجود دارد که می تواند به ما در یادگیری اشتباهات SVB کمک کند:
حدود 80 ٪ از کل دارایی های موجود در ترازنامه SVB در اوراق بهادار بلند مدت با حمایت از دولت با برچسب HTM (نگه داشتن بلوغ) تثبیت شده است ، به این معنی که هرگونه نوسانات در ارزش بازار دارایی در هنگام گزارش PNL در نظر گرفته نشده است. ایده با دارایی HTM این نیست که آنها را بفروشید ، بلکه در عوض تولید سود را با گذشت زمان ایجاد می کند. با تصمیم SVB در طولانی مدت ، آنها روی NII (درآمد خالص بهره) تمرکز می کنند ، آنها برای تنظیم تراز AFS (در دسترس برای فروش) اقدامات لازم را انجام ندادند که می توانند در صورت خونریزی کوتاه مدت پول نقد ، آنها را به اندازه کافی سرمایه گذاری کنندبشر
افزایش شدید نرخ بهره در طول سال 2022 منجر به خسارات غیر واقعی در سبد سهام اوراق بهادار بلند مدت بانک شد که تا حد زیادی گزارش نشده بود و در کل 15 میلیارد دلار زیاد (تقریباً کل درپوش بازار SVB در آن زمان). این بانک همچنین در اواخر سال 2022 که در ورشکستگی بانک نقش ایفا می کرد ، هیچ گونه نرخ بهره در سبد اوراق قرضه خود را گزارش نکرد. برای بانک ها ضروری است که استراتژی های موثر محافظت را برای مدیریت ریسک نرخ بهره و محافظت از ترازنامه های خود در برابر شرایط نامطلوب بازار در کوتاه مدت و بلند مدت تدوین و پیاده سازی کنند. این امر مستلزم درک صحیح از ماهیت و بزرگی ریسک نرخ بهره و اجرای استراتژی های محافظت شده مطابق با اهداف مدیریت ریسک و اشتها ریسک است.
به نظر می رسد که کمبود استرس در SVB وجود دارد که ممکن است در فروپاشی آنها نقش داشته باشد. در این حالت ، هیچ مدل سازی روز رستاخیز یا برنامه ریزی سناریو در مورد سرعت بالقوه برداشت های مورد انتظار انجام نشده است. نیاز به این نوع مدل سازی ممکن است منحصر به فرد برای یک موسسه به رهبری مشتری باشد ، اما اهمیت برنامه ریزی برای سناریوهای بدترین حالت را در انواع موسسات مالی برجسته می کند.
این برای بازارهای خصوصی چه معنی دارد؟
فروپاشی بانک Silicon Valley Bank و Credit Suisse باعث توجه به اهمیت خزانه داری به عنوان یک عملکرد اصلی می شود و به عنوان یادآوری واضح برخی از درسهای کلیدی عمل می کند:
اهمیت متنوع سازی روابط بانکی
خزانه دارانی که مایل به سرنوشت وسوسه هستند ، ممکن است نسبت به سهولت مدیریت یک یا دو روابط مهم بانکی تحت توهم رویه های عملیاتی استاندارد و مقیاس پذیری پردازش در طول زمان احساس کنند ، اما با چه هزینه ای؟ادعای قدیمی "تمام تخم مرغ های خود را در یک سبد قرار ندهید" به ذهن خطور می کند. خطر نارسایی سیستمیک به مراتب کمتر از خطر شکست برای یک بانک واحد است و موسسات مالی که به شدت به یک بانک تکیه می کنند ، در صورت عدم موفقیت آن بانک ، خود را در معرض خطر عواقب مالی شدید قرار می دهند.
متنوع سازی روابط بانکی می تواند با گسترش سپرده ها در چندین بانک و کاهش خطر غلظت ، این خطر را کاهش دهد. این نه تنها دسترسی مداوم به نقدینگی و اعتبار را تضمین می کند بلکه باعث تقویت رقابت بین بانک ها می شود و به موسسات این امکان را می دهد تا در مورد قیمت گذاری و شرایط بهتر مذاکره کنند. با تنوع بخشیدن به روابط بانکی ، موسسات همچنین می توانند از طیف وسیعی از محصولات و خدماتی که می توانند نیازهای در حال تحول آنها را برآورده کنند ، بهره مند شوند.
علاوه بر این ، کار با چندین بانک به موسسات این امکان را می دهد تا با پاسخگویی هر بانکی و کاهش تأثیر کاستی های یک بانک ، روابط خود را بهتر مدیریت کنند. به طور کلی ، متنوع سازی روابط بانکی می تواند به موسسات کمک کند تا خطرات را مدیریت کنند ، قدرت چانه زنی را تقویت کنند و به طیف گسترده تری از محصولات و خدمات دسترسی پیدا کنند و در نهایت منجر به مقاومت و ثبات مالی بیشتر می شوند.
اهمیت مدیریت نقدینگی مناسب
مدیریت مناسب نقدینگی باید برای مؤسسات مالی در ذهن باشد ، زیرا کمبود پول نقد یا دسترسی کافی به منابع بودجه با گذشت زمان می تواند منجر به بی ثباتی مالی ، خسارت شهرت و در مورد SVB ، ورشکستگی شود.
شرکت های بازار خصوصی می توانند از این تجربه بیاموزند و شیوه های مؤثر مدیریت نقدینگی را برای محافظت در برابر بحران های احتمالی نقدینگی انجام دهند و در عین حال اطمینان حاصل کنند که آنها تعهدات بودجه خود را به طور مناسب انجام می دهند. این شیوه ها می تواند شامل توسعه چارچوب های مدیریت ریسک قوی ، تست استرس ، تجزیه و تحلیل سناریو و برنامه ریزی احتمالی باشد که همه راه های مهمی برای شرکت ها برای افزایش ثبات مالی و محافظت از ریسک نهادی هستند. در نهایت ، مدیریت نقدینگی مناسب برای اطمینان از زنده ماندن طولانی مدت و موفقیت یک موسسه ضروری است.
اهمیت برنامه ریزی نقدینگی در زمان واقعی
برای پیمایش در یک محیط پیچیده مالی و کاهش ریسک در برابر تغییرات نرخ ، فشارهای تورمی و سازگاری سریع با تغییر شرایط بازار در زمان واقعی ، موسسات مالی باید به دنبال بهره گیری از فناوری باشند. یک سیستم جامع مدیریت خزانه داری (TMS) می تواند مدیریت کارآمد پول نقد و ریسک را تضمین کند و انعطاف پذیری ، بینش و کارآیی بیشتری را در نحوه عملکرد یک شرکت فراهم کند. با اتخاذ چنین سیستمی ، موسسات می توانند از بهبود دید نقدی ، کنترل بیشتر بر حرکات نقدی ، پردازش پرداخت ساده و افزایش قابلیت کاهش ریسک مانند محافظت و تست استرس بهره مند شوند.
فناوری مدیریت خزانه داری همچنین تجزیه و تحلیل و گزارش دهی در زمان واقعی را ارائه می دهد و به موسسات این امکان را می دهد تا تصمیمات مالی چابک اما آگاهانه را اتخاذ کنند و در نتیجه عملیات خزانه داری خود را بهینه کنند. در یک بازار به طور فزاینده ای رقابتی ، فناوری مدیریت خزانه داری می تواند با بهبود عملکرد مالی خود ، به موسسات امتیاز استراتژیک بدهد و از مزایای ثانویه در کاهش هزینه های عملیاتی در دراز مدت برخوردار است. نیاز به فناوری مدیریت خزانه داری قوی و قابل اعتماد مشهود است و موسساتی که در راه حل های TMS سرمایه گذاری می کنند ، برای حرکت در چالش های چشم انداز مالی مدرن مجهز خواهند بود.
فارکس بازار مدرن...
ما را در سایت فارکس بازار مدرن دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : امین زندگانی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : چهارشنبه
15 شهريور
1402 ساعت: 5:09