وقتی از موقعیت غالب بازار در اقتصاد صحبت می کند ، مردم معمولاً فقط در مورد سوء استفاده از موقعیت غالب بازار فکر می کنند. من تصمیم گرفتم که به دنبال پاسخ هایی باشم تا ببینم آیا موقعیت غالب بازار قابل قبول است ، اما من نتوانستم چیزی پیدا کنم. سوال من این است: آیا می توانید مثالی از زمان پذیرش موقعیت بازار غالب را بیان کنید؟
پاسخ:
پاسخ کوتاه من از ده سال پیش: وقتی مصرف کنندگان در کوتاه مدت و طولانی مدت بهتر می شوند.
پاسخ کوتاه من امروز: این یک سخت است.
پاسخ طولانی من: شما واقعاً به سؤالی رسیدید که امروز یک بحث غول پیکر در زمینه اقتصادی سازمان صنعتی است. این همچنین یک بحث غول پیکر در زمینه قانون ضد انحصار است. در پایان این پاسخ ، من شما را به یک شماره ویژه مجله حقوقی Yale 2018 با عنوان "باز کردن اجرای ضد انحصار" که به مقالات وکلا و اقتصاددانان در مورد تاریخ قانون و اقتصاد پیرامون مسئله آنچه ما در صنعتی کمک کرده است ، پیوند می دهم. سازمان به سادگی به عنوان "bigness" یاد می کند.
در مجلات علمی به دنبال "تقلید" نباشید ، این واقعاً چیزی است که ما در بین خودمان از آن استفاده می کنیم (در یک کنفرانس اخیر که من در آن شرکت کردم ، "Bigness" برای هرگونه بحث در مورد تسلط به خوبی تعریف نشده ، به عنوان "Bigness" تبدیل شد.
ما در مورد ساختارهای خاص صنعت مطمئن هستیم. انحصار (یک شرکت واحد در یک صنعت) ، دوپولی (دو شرکت) ، الیگوپولی (تعداد انگشت شماری از بنگاه های بزرگ) و حتی یک "شرکت غالب که با یک حاشیه رقابتی روبرو است" به خوبی تعریف شده است و دارای آسیب اقتصادی بسیار قابل درک و از نظر تئوریک از طریققدرت بازار (آن "مثلث های مرده" که ممکن است از کلاس Econ یادآوری کنید). هنگامی که شما شروع به صحبت در مورد تسلط با توجه به "خنجر" می کنید که در آن یک یا دو بنگاه بسیار بزرگ یا بسیار در چندین بازار حضور دارند اما هنوز ممکن است مجموعه ای از بنگاه های کوچک دیگر در اطراف باشد ، یا جایی که یک یا دو شرکت در آن بسیار بزرگ هستندبخش های مختلفی از زنجیره بازاریابی ، آن مضرات نظری کمی کمرنگ تر می شوند. هنوز هم وقتی یک یا دو شرکت بسیار بزرگ هستند و به بسیاری از صنایع دسترسی زیادی دارند ، اما شاید فقط در یک بازار واحد حاکم باشد که قیمت ها در آن پایین باقی بماند.
اقتصاددانان به طور سنتی نگران قدرت بازار هستند: توانایی فروشنده در قیمت بالاتر از هزینه حاشیه تولید و بازاریابی (یا در مورد خریدار ، توانایی یک شرکت برای تعیین قیمت زیر هزینه حاشیه ای خود برای دستیابی به یک محصول)بشرانحصار کنترل نشده و حداکثر سود در یک بازار واحد بیشترین قدرت بازار را دارد و بیشترین تأثیر منفی را بر مصرف کنندگان می گذارد. بنگاههای کاملاً رقابتی که هیچ تسلط وجود ندارد ، بیشترین تأثیر مثبت بر مصرف کنندگان را بر عهده دارد. هنگام در نظر گرفتن تأثیر تسلط ، برای مدت طولانی اقتصاددانان این استدلال را مطرح كردند كه شما باید سعی كنید راه هایی برای مقایسه قیمت هایی كه در این دو افراط وجود دارد ، پیدا كنید (توضیح می دهیم كه چگونه ما این كار را انجام می دهیم ، ورود دیگری را انجام می دهد ، اما ما سعی می كنیم). اگر فهمیدید که قدرت بازار (زیادی) از یک شرکت غالب وجود ندارد ، بدون در نظر گرفتن اینکه این شرکت چقدر بزرگ است ، آسیب زیادی مصرف کننده وجود ندارد. بسیاری از اقتصاددانان (نه همه) در این مورد استدلال می کردند که اندازه شرکت اهمیتی ندارد. علاوه بر این ، در پرونده های متعدد دادگاه به دلیل اقتصاد مقیاس (جایی که هزینه ها با بزرگتر شدن یک شرکت کاهش می یابد) مصرف کنندگان را می توان بهتر توسط شرکت های بزرگتر از بین برد. بسیاری از وکلا (به ویژه یک دانشمند حقوقی دوران ریگان به نام رابرت بورک) فکر کردند که این استدلال معنا پیدا کرده است و با گذشت سالها شروع به تحمل وزن زیادی در موارد ضد انحصار می کند.
آنچه من به طور کلی توضیح داده ام ، احتمالاً دیدگاه گسترده ای است که به سؤال شما پاسخ می دهد ، اما همه چیز باعث می شود که ما دوباره به این ایده ها فکر کنیم.
مایکروسافت در اوایل دهه 2000 تقریباً شکسته شد زیرا به دلیل اتصال مرورگر وب خود به سیستم عامل خود و ایجاد مرورگرهای دیگر ، به عنوان انحصار در نظر گرفته شد. مایکروسافت با حکم رضایت موافقت کرد که آن را از شکستن آن باز دارد. این پرونده کتاب های درسی را ایجاد می کند اما معلوم می شود که در صدها پرونده به راحتی ، قاضیان این تصمیم را اعلام کرده اند که تسلط قابل قبول است و پرونده مایکروسافت امروز احتمالاً بیشتر به خاطر این استثناء است نه این قاعده. حدس من این است که نمونه کلاسیک یک شرکت غالب نمی تواند دورتر از محدودیت های شهر شما باشد. چند نیرو برقی یا ارائه دهنده کابل دارید؟در بسیاری از مکان ها فقط یکی از هر کدام وجود دارد. کارآیی داشتن فقط یک شرکت که در مقیاس فعالیت می کند باعث می شود مصرف کنندگان بهتر شوند و در این صورت اقتصاددانان به آن نوع تسلط به عنوان "انحصار طبیعی" مراجعه می کنند ، اما همیشه خواستار تنظیم هستند تا اطمینان حاصل شود که شرکت واقعاً کارآیی را به آن منتقل می کندمشتریان(اگر از ارائه دهنده کابل انحصار خود شکایت دارید ، تنها نیستید: فقط به این دلیل که باید کارآیی وجود داشته باشد ، گاهی اوقات آن را از کتاب های درسی خارج نمی کند.)
در دهه 1980 ، بیشتر و بیشتر دانشمندان قانونی و بیشتر دادگاهها در مورد ادغام و ادغام مبتنی بر استدلال های کارآیی تصمیماتی گرفتند. دادگاه های قاعده در هنگام تأیید ادغام دو ماده اصلی را دنبال کردند (و برای جزئیات بیشتر ، دوباره خوانش ها را در پایان این کار مشاهده کنید): هنگام تأیید ادغام که باعث ایجاد یک شرکت غالب یا هنگام تصویب یک شرکت غالب در حال حرکت به بازار جدید می شود ،شرکت غالب نتوانست به منظور اداره بنگاه های دیگر از تجارت ، قیمت های پایین تر مصرف کنندگان را شارژ کند و سپس قیمت ها را پس از آن افزایش دهد. اگر قیمت شرکت غالب پس از ترک سایر بنگاه ها از بازار پایین بماند ، این فقط خستگی عادی یک بازار رقابتی بود و دادگاه ها احساس می کردند که نباید در حفظ بنگاه های ناکارآمد در اطراف خود قرار بگیرند زیرا مصرف کنندگان با قیمت های پایین تر بهتر می شوند. هنگامی که وال مارت شروع به پر کردن نسخه ها کرد ، ممکن است آنها مسئولیت بسته شدن داروخانه را بر عهده داشته باشند ، اما قیمت داروی پایین تر که پس از آن به دلیل مقیاس وال مارت و قدرت چانه زنی وجود داشت ، برای مصرف کنندگان سودمند تلقی می شد. اگر شما داروساز بودید که از کار خارج می شد ، این تسلیت کمی بود. دادگاه ها حكم تسلط یك بنگاه در مواردی مانند این موارد (معمولاً) سودمند بودند.
امروز ، با روابط افقی و عمودی بین بنگاهها در امتداد زنجیره های تأمین که در آن تحت تأثیر قرار می گیرندبرخطسرمایه گذاری ها ، برخی از اقتصاددانان و وکلا در مورد استدلال های کارآیی در مورد Bigness خواستار هستند. تسلط آنلاین می تواند در چشم بیننده باشد وقتی که نمی توانید به وضوح ببینید که تسلط خود در کجا تجلی می یابد. اقتصاددانان عادت دارند که به قیمت ها و محصولات نگاه کنند ، اما اگر تسلط یک بستر یا یک ابر یا هوش مصنوعی یا تبلیغاتی در یک پلتفرم است که شما در دیگری یا یک بازار دیجیتالی می فروشید که تجارت دیگری برای رقابت به آن دسترسی دارد ، چه می شود؟چه می شود اگر تسلط آنقدر اطلاعات شخصی در مورد مشتریان در یک بازار پخش فیلم داشته باشد که یک شرکت تابعه از خواسته های آن مشتریان در یک بازار غذا ایده بهتری داشته باشد؟آیا یک شرکت غالب و غالب می تواند در زمینه های بیشتری از نظارت کنگره کمک های سیاسی بیشتری داشته باشد؟فرض کنید سکوی یک شرکت غالب یک شرط لازم برای پیام های سیاسی است زیرا افراد بیشتری از سکو خود از سایر موارد استفاده می کنند. آیا این امر باعث می شود که شرکت بیشتر شبیه به ابزاری باشد که باید مانند تنظیم امواج هوایی ، برق یا آب (یا فاضلاب) تنظیم شود؟بسیاری از محققان حقوقی امروز استدلال می کنند که قانون ضد انحصار شرمن در سال 1890 هرگز قرار نبود در مورد کارآیی و قدرت بازار باشد ، اینگونه است که امروزه از آن استفاده می شود. آنها استدلال می کنند که اقتصاددانان و وکلا در دهه 1980 هدف خود را خراب کردند. آنها معتقدند كه قانون شرمن همیشه در مورد "خجالتی" و دستیابی و قدرت بود ، و در واقع قرار بود در سن زرق و برق دار به سؤالات نه چندان متفاوت پاسخ دهد كه شركتهای نفتی متعلق به سایر شركتهای نفتی ، متعلق به پالایشگاههای بنزین بودند ، صاحب پرش بودند. ایستگاه ها ، و رستوران های سراسر خیابان ، و شروع به علاقه به تولید وسایل نقلیه و سرمایه گذاری در روزنامه ها می کردند.
چرا مشکل تسلط آشکار نیست؟
برای گرفتن نمونه ای شناخته شده از یک شرکت غالب در صنایع متعدد ، شما باید در دهه گذشته در خواب باشید تا بدانید که آمازون یک بازیگر غالب است ، خوب ، تقریباً همه چیز ، مانند خرید آنلاین ، حمل و نقل ، حمل و نقل ،تحویل ، خرده فروشی مواد غذایی ، موسیقی ، پخش فیلم ، تولید فیلم ، انتشار کتاب و خدمات ابری. آمازون همچنین در حال ورود به چیزهایی است که ممکن است از آنها مانند وام و ساخت آن را بدانید. در عین حال ، آمازون پول زیادی را صرف تحقیق و توسعه در همه چیز می کند ، از تدارکات گرفته تا شناخت و صدا و صدا تا هواپیماهای بدون سرنشین گرفته تا هوش مصنوعی-چیزهایی که تحقیقات اساسی است که آمازون امیدوار است این امکان را برای "بزرگ بعدی" فراهم کندچیز ، "هرچه هست. و هنگامی که آمازون پیدا می کند کسی بهتر از آنچه انجام می دهد ، انجام می دهد ، آنها اغلب آنها را خریداری می کنند. یا مهمتر از همه ، ثبت اختراعات آنها. آمازون در هیچ یک از بازارهایی که در آن خدمت می کند انحصار نیست و در حالی که ممکن است تعدادی از این بازارها فقط از شرکتهای بزرگ غالب تشکیل شود ، اگر با دقت بیشتری به نظر برسید ، مشاغل کوچکتر را پیدا می کنید که سعی در رقابت دارند و قیمت ها همه مشابه هستند. آمازون تسلط دارد ، اما آیا تسلط آن ، "تقلب" آن به معنای قدرت بازار است؟هنگام تلاش برای توصیف تسلط آمازون ، گاهی اوقات فقط می گویم "این بزرگ است" ، که سحابی است اما تا حدودی توصیفی است. سوالی که می خواهم به آن پاسخ دهم این است: "آیا تسلط آمازون در بسیاری از موارد باعث آسیب دیدن می شود؟"
خوب ، بر اساس چیزهای معمولی که اقتصاددانان برای اندازه گیری آسیب ها استفاده کرده اند ، دیدن آن دشوار است. یک چیز خنده دار که اکثر مردم در مورد آمازون نمی دانند: تسلط آن ممکن است بزرگ باشد ، اما سود آن نیست.
بله ، سرمایه گذاری در بازار آن (قیمت سهام آن ضرب شده توسط تعداد سهام برجسته) حیرت انگیز است (در حال حاضر حدود 1. 6 تریلیون دلار) سهامدار اصلی خود ، جف بزوس ، فوق العاده ثروتمند است. اما ، درآمد خالص آمازون (سود) هرگز تا سال 2016 1 میلیارد دلار شکست نداد و سالها قبل از آن واقعاً منفی بود (در واقع در سال 2015 منفی بود)! در حال حاضر ، درآمد خالص آمازون حدود 25 میلیارد دلار یا به اندازه بانک مرکزی آمریکا یا نیمی از درآمد خالص الفبای (Google) است. تا سال 2019 ، Home Depot بر اساس برخی از جستجوهای ساده ای که من از این شرکت ها در Finance Yahoo انجام دادم ، سود سالانه بالاتری نسبت به آمازون داشت. بنابراین ، به وضوح همه ما از آمازون به عنوان غالب فکر می کنیم ، اما به نظر نمی رسد که سود آن تاکنون فواید فعلی بزرگی را برای آن تسلط نشان دهد. اگر هزینه آمازون نخست را پرداخت می کنید ، از پس انداز تحویل لذت می برید و آمازون با ضرر و زیان برای همه وجود نخست ، شما را به فروش می رساند. به نظر نمی رسد مشتریان شکایت کنند. اگر آمازون با خواستار تجزیه آن روبرو می شد ، ممکن است پاسخ دهد ، "چگونه می توانیم در بسیاری از صنایع مسلط باشیم و در عین حال با همان بازیکن واحد در صنعت بانکی یا یک بازیکن واحد در بهبود خانه سود کل کسب کنیم. صنعت؟"
با این حال ، آن سرمایه گذاری در بازار می گوید. آیا سرمایه گذاران فکر می کنند که آمازون می تواند بسیار سودآورتر از آن باشد؟قیمت سهام آمازون ممکن است نشانگر قدرت بالقوه بازار باشد ، اما پتانسیل قدرت بازار همان چیزی نیست که در واقع قدرت بازار را اعمال می کند.
آیا آمازون در بسیاری از بازارها یک شرکت غالب است؟به نظر می رسدآیا این یک مشتری وفادار مشتری دارد؟به نظر می رسدآیا بنگاه های دیگر آسیب می رسانند؟مالش وجود دارد ، و اگر آنها از تجارت خارج شوند ، آیا آمازون قیمت های خود را بالا می برد؟تا کنون ، به نظر نمی رسد که این کار را انجام داده است حتی وقتی رقبای خود را خریداری کرده است.
اما سؤال بزرگتری که شما (و اقتصاددانان و وکلا) با آن روبرو هستید این است که ما تسلط را به روشی درست اندازه می گیریم و این همان چیزی است که پاسخ شما را بسیار سخت می کند.
درباره تئوری های مدرن تسلط بیشتر بدانید:
فارکس بازار مدرن...
ما را در سایت فارکس بازار مدرن دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : امین زندگانی
بازدید : <-PostHit->
تاريخ : چهارشنبه
15 شهريور
1402 ساعت: 2:20